X
تبلیغات
زولا






















لاله های وحشی

هر آنچه روزگار میگذراند

صبح به صبح یه سنجابه از تو جنگل روبرو میدوه میاد رو فنس ها دنبال صبحونه میگرده ،

به درخت آلبالو حیاط که میرسه، میره لای شاخه ها ، دستشو دراز میکنه ، با دست میکشه شاخه رو پایین با یه دست یه آلبالو میکنه ، میاد بیرون دور تا دورشو تند تند میخوره، هستشو میندازه ، دوباره میره تو درخت . یکی دیگه ... ۲ تا میخوره ، میدوه میره

امروز یه مهمونم داشت دو تائی مشغول بودن 

بعد اینا که میرن ، گنجشکا میان ، نوک میزنن آروم آروم میکنن میخورن از آلبالو ها ...

خلاصه که از این درخته هیچی آلبالو سهم ما نشود که نشود...

برچسبها: روزانه
نوشته شده در جمعه 1 مرداد 1395ساعت 09:51 توسط مریم نظرات (0)


Design By : Pichak