لاله های وحشی

هر آنچه روزگار میگذراند

امروز نیل هم lay off شد ... بعد از یاو و جیمز ...

صبح تو جلسه نشسته بودم که دیدم ساندرا و فرانچسکو بدو بدو اومدن سراغم که نیل کو ؟؟؟ منم با خیال راحت گفتم پشت میزش فک کنم ، صبح اینجا بود، حالا ساعت ۹:۳۰  صبحه ... میگن نهههه ما اسکات رو دیدیم که با نیل که جعبه وسایلش دستشه داره میره بیرون ...

اخ بد بود ... دوییدم دنبال فلوری ، بدو بیرون دنبال ماشینش ولی رفته بود، رفتیم دم میزش دیدیم کارت و لپتاپ و تلفن و همه چیرو گذشته و رفته ...

فلوری گریه اش در اومده بود، میلرزید ، طفلی همش میترسه بعدی نوبت خودش باشه ...

اسکات که اومد همه رو دعوت کرد به جلسه ، توضیح داد ، سعی کرد آروم کنه همه رو که این به نظر میاد موج اخر باشه ، حداقل برای امسال ... درن میگه ، مثل راه رفتن تو بغداد میمونه ، هر لحظه ممکنه یه تک تیرانداز بزنتت...

برچسبها: روزانه
نوشته شده در پنج‌شنبه 28 مرداد 1395ساعت 13:07 توسط مریم نظرات (1)


Design By : Pichak