X
تبلیغات
زولا






















لاله های وحشی

هر آنچه روزگار میگذراند

تقریبا ۳ ماهه که برگشتیم، حس خوبیه اینجا بودن پیش همه...
 تو این مدت همش درگیر کارهای خونه بودیم، دوباره خونه چیدیم از اول، چندبار بازار رفتیم فک کنم دو هفته تمام مدت تو بازار بودیم،

یخچال و گاز و ماشین لباسشویی رو از اسنوا خریدیم تو سه راه امین حضور ... فک کنم ۵ میلیون

ظرفامونو از چینی زرین خریدیم، یه دست شیش تائی از ونک،

مبل و میز ناهار خوری از یافت اباد ... اوف ۳ بار تا اونجا رفتیم، با مترو البته ... دوستشون دارم، طرح معرق دارن ... ۱۵ میلیون

تخت و پا تختی از یافت اباد، میز آرایش از چهارراه گلوبندک ( البته که میز آرایش نیست و آینه کنسوله ولی کار منو راه میندازه )

لوسترهارو هم از چهار راه گلوبندک ... دوتاش با یه دیواری ، ۱،۷۲۰،۰۰۰ لاله هاشونو دوست دارم، طرح خورشید داره ، روشم کار شده است ...

آهان ، فرشها از سرای ابریشم ... طرح خشتی خیلی دوست داشتم ... قشنگم شد، یه رنگ و آب خوبی داد به خونه ...


حالا این آینه کنسول رو آوردیم، باز کردیم میبینیم اصلا اینا مال هم نیستن که، هم رنگشون هم طرحشون باهم فرق میکنه ... صبح زنگ زدم که حاج آقا ، ما میاریم آینه رو عوض کنیم،  یه کوچولو فکر کرد بعد یهو یادش افتاد چی شده ، گفت باشه باشه بیارین، آینه رو بردیم، دیدیم اصلا کلا نداره هیچی که به کنسول ما بخوره ، بعد دیدم ای بابا اونی که من میخواستم که چقدر بهتر از اینه که داده بهمون، هیچی دیگه ، گفتیم، حاج اقاااا ما کونسولو میاریم براتون، این آینه هم اینجا مال شما دوباره فردا شبش ، بدو بدو رفتیم کنسول عوض کنیم، دیگه رفتیم از تو انباری دوتا کشیدیم بیرون که بهم بخورن برداشتیم آواردیمشون

هنوز خونه کلی خورده ریز میخواد ، ولی باقی همه به نوبت یواش یواش...


حالا شوخی میکنیم که اینجارو کامل که کردیم، جمع میکنیم تو زیرزمین، برمیگردیم دوباره  نذر داریم انگار هی خونه درست کنیم ،جمع کنیم تو زیرزمین بریم یه جا دیگه 

برچسبها: روزانه، همسری
نوشته شده در دوشنبه 18 بهمن 1395ساعت 16:32 توسط مریم نظرات (2)


Design By : Pichak