فک کن که اینا سر اینکه من کی بافت موهامو باز میکنم شرط می بندن 
بعد خوب من سرم درد میگیره بعد ساعت ۹ صبح موهام باز میشه گیس پریشون
بعد همه میگن ا امروز زود باز کردیا 
۲۸ نوامبر ، Black Friday ، قرار گذاشته بودم که اگه برف خیلی نبود ماشین ببرم و بعدش ظهر برم مرکز خرید و از اونور بیام خونه کار کنم که عصری زود برسم به جشن ، مثلا حدود ۶:۳۰
ادامه مطلب ...
نامردیه میدونم ،
ولی وقتی از در مرکز وارد میشم و میبینم که چقدر شلوغه یه جورائی انگار راضیتر میشم که تنها نیستم ، که این همه آدم مثل من هست ....
بابام اینستا باز میکنه ،
فیس-بوک درست میکنه،
با ایفون کار میکنه ، فیس کال میزنه
مامانم با وایبر کار میکنه،
ای میل میزنه
و من به برگشتن فکر میکنم ،
که اگر من دور نبودم این همه به تلاش نمی افتادن همه ...
امروز موقع رانندگی تو رادیو داشت می گفت دوست داشتید من ایده التون چه خصوصیتی داشت، داشتم فکر میکردم من چه جوری میتونستم باشم ... فارغ از معنویات ، دوست داشتم:
گیتارمو کامل بلد بودم
فرانسه بلد بودم ، راحت می تونستم حرف بزنم
اسکی رو حرفه ای بلد بودم، رو هر شیبی ، هر مدلی
یه دو قلو داشتیم 

دیگه همین فعلا چیزی یادم نمیاد، کم ادعا 
